آثار تخريبي اسراف و تبذير مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط محمد سبحاني   
يكشنبه ، 24 جوزا 1388 ، 07:52

مقدمه

بي ترديد ابتلا به اسراف و تبذير، يکي از مشکلات جامعه است. مصرف گرايي و زياده روي در مصرف، مشکلات اقتصادي بسياري براي جامعه ايجاد کرده است. مشکل اسراف آن چنان در تار و پود جامعه ريشه دوانده است که صرفه جويي و جلوگيري از اسراف و تبذير به عنوان يکي از راه حلهاي اساسي تنظيم اقتصاد جامعه اسلامي مطرح مي شود.

از ديدگاه قرآن، اسراف يکي از نکوهيده ترين کارها است که حتي آن را يک عمل فرعوني دانسته و مي فرمايد: «وَاِنّ فِرعَونَ لَعالٍ فِي الاَرْضِ وَاِنَّهُ لَمِنَ المُسْرِفين»(1). علاوه بر آن قرآن اسراف کنندگان را اصحاب دوزخ مي شمارد: «اِنَّ الْمُسْرِفينَ هُمْ اَصْحابُ النّارِ»(2).

امروزه اسراف و تبذير به صورت عرف و عادت و گاه يک ارزش درآمده است. از اينرو تغيير زيرساختهاي عرفي، اخلاقي و فرهنگي جامعه يکي از مهم ترين عوامل براي نابود کردن اسراف به شمار مي آيد که آن هم در گرو درک صحيح اين مشکل است.

با توجه به اينکه قرآن گره گشاي بسياري از مسائل علمي، فرهنگي و اجتماعي است، برآنيم تا در اين نوشتار از ديدگاه قرآن و روايات اشاره اي به پيامدهاي ويرانگر اسراف و تبذير داشته باشيم.

از آنجا که مبلغان گرامي با رفتار و عملکرد خويش بيشترين تأثير را بر مخاطبان مي‌گذارند، لازم است درباره اسراف و تبذير دقت بيشتري کنند تا خداي نکرده به صورت غيرمستقيم الگو و اسوه رواج تبذير و اسراف براي مخاطبان خود نباشند.

 

در اين نوشته درباره پيامدهاي ويرانگر اسراف و تبذير در ابعاد فردي و اجتماعي در دو حوزه دنيوي و اخروي بحث مي شود.

 

تعريف اسراف و تبذير

واژه «اسراف» در لغت به معني «گزاف کاري کردن، در گذشتن از حد ميانه، تلف کردن مال، ولخرجي کردن(3) آمده است. راغب در مفردات مي گويد: «اَلسّرَف، تَجاوُزُ الْحَدِّ في کُلِّ فِعْلٍ يفْعَلُه الانْسانُ وإِنْ کانَ ذلک في الإِنْفاقِ أشْهر؛(4) سرف به معناي تجاوز کردن از حد در هر کاري است که از انسان سر بزند. گرچه کاربرد آن در هزينه کردن مال بيشتر است.» و گاهي به خروج از اعتدال در مقدار خرج مال و زماني هم به چگونگي بذل مال و مورد آن گفته مي شود.

«تبذير» در لغت به معناي پراکندن و پريشان ساختن است(5).

راغب مي گويد: «التبذيرُ التفريقُ واصله القاء البذر وطرحُهُ فاستعير لکل مضيع لماله(6)؛ تبذير به معناي پراکنده کردن است و اصل آن پاشيدن بذر است و به هر کس که مالش را ضايع مي کند گفته مي شود.»

واژه اسراف تنها يک واژه اقتصادي نبوده و کاربرد آن منحصر به امور مالي نيست. بلکه اين واژه قبل از آنکه نشانه جرم در امور اقتصادي باشد، بيانگر وضعيت نامناسب و غيرمعقول اخلاقي و فرهنگي شخص يا جامعه مسرف است که حالت تجاوزگرانه و بي اعتنايي به قوانين و حدود شرعي و انساني مي باشد. بر اين اساس، به کارگيري اين واژه در قرآن کريم و ادعيه ماثوره در مورد تجاوز از مرز شرع و خصلتهاي انساني و گام نهادن به وادي گناه و معصيت بسيار است. «وَما کانَ قَوْلُهُمْ اِلاّ أنْ قالُوا رَبَّنا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَاِسْرافَنا في أَمْرِنا وَثَبّت اَقْدامَنا وَانْصُرْنا عَلَي الْقَومِ الْکافِرين»؛(7) «و سخن آنان جز اين نبود که گفتند: پروردگارا، گناهان ما و زياده روي ما در کارمان را برما ببخش و گامهاي ما را استوار دار و ما را بر گروه کافران ياري ده.»

«قُل يا عِبادِي الَّذينَ اَسْرَفُوا عَلي اَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللّه  انّ اللّه  يغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعا اِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيم»؛(8) «بگو اي بندگان من ـ که برخويشتن زياده روي روا داشته ايد ـ از رحمت خدا نوميد مشويد، همانا خدا همه گناهان را مي آمرزد که او خود آمرزنده مهربان است.»

 

پيامدهاي اسراف و تبذير

الف. پيامدهاي دنيوي:

1. کم برکتي

اسراف، عملي مخالف تقوا و دستورات و سفارشهاي خدا و اولياي الهي است و باعث مي شود برکت از زندگي انسان رخت بربندد. امام صادق عليه السلام فرمودند: «اِنَّ مَعَ الاسْرافِ قِلَّةَ الْبَرَکَةِ؛(9) همانا اسراف همراه با کاهش برکت است.»

 

2. زوال نعمت

يکي از آثار شوم اسراف و تبذير تباهي و زوال نعمت است. امام علي عليه السلام فرمودند: «اَلْقَصْدُ مَثْراةٌ وَالسَّرْفُ مَثْواةٌ؛(10) اعتدال و ميانه روي موجب فراواني مال و ثروت و اسراف باعث تباهي و نابودي آن است.»

از امام کاظم عليه السلام نقل شده که فرمودند: «مَنِ اقْتَصَدَ وَقَنِعَ بَقِيتْ عَلَيهِ النِّعْمَةُ وَمَن بَذَّرَ وَاَسْرَفَ زالَتْ عَنْهُ النِّعْمَةُ؛(11) کسي که ميانه روي و قناعت ورزد، نعمتش باقي مي ماند و آنکه تبذير و اسراف کند، نعمتش زوال مي پذيرد.»

 

3. ورشکستگي (افلاس)

از ديگر آثار زيانبار افراط و ولخرجي که کم و بيش در اطراف خود به چشم ديده ايم، ورشکستگي است. خيلي از افراد به خاطر داشتن ثروت زياد دست به انواع ريخت و پاشها و ولخرجي مي زنند و چون داراي ثروت هستند، ترسي از آينده ندارند، غافل از اينکه ولخرجي موجب مفلسي و بينوايي است.

اگر اين اسراف و ولخرجي از حد اعتدال و ميانه روي تجاوز کند و فرد مسرف به ريخت و پاش خود مغرورانه افتخار کند، طولي نمي کشد که استخوانهاي او زير ضربات سهمگين ورشکستگي مالي خورد شده، به خاک مذلت کشيده مي شود.

علي عليه السلام فرمودند: «مَنْ افْتَخَرَ بِالتَّبْذيرِ اِحْتَقَرَ بِالاِْفْلاسِ؛(12) هر کس به ريخت و پاش افتخار کند، با تهيدستي (ورشکستگي) کوچک مي شود.»

 

4. فقر

بي شک يکي از عوامل مهم فقر و تنگدستي در جهان، اسراف و تبذير است. آنهايي که دست به ولخرجي و ريخت و پاشهاي بي حد و حساب مي زنند و با اسراف، امکانات مادي بيشتري را صرف هوسهاي خود مي کنند، سرانجامي جز تهيدستي و شکست اقتصادي در انتظارشان نيست.

علي عليه السلام فرمودند: «سَبَبُ الْفَقْرِ اَلاِْسْراف؛(13) اسراف سبب فقر است.»

امام صادق عليه السلام به عبيد فرمودند: «يا عُبَيدُ اِنَّ السَّرَفَ يورِثُ الْفَقْرَ وَاِنَّ الْقَصْدَ يورِثُ الْغِني؛(14) اي عبيد! اسراف باعث فقر مي شود و ميانه روي موجب بي نيازي مي گردد.»

 

5. نابودي امکانات

از جمله آثار ولخرجي، نابودي امکانات است. اميرمؤمنان علي عليه السلام فرمودند: «اَلاِْسْرافُ يفْني الْجَزيلَ؛(15) اسراف، [امکانات] زياد را نابود مي سازد.»

همچنين فرمودند: ««اَلاِْسْراف يفْني الْکَثيرِ؛(16) اسراف، [مال] زياد را نابود مي کند.»

 

6. بخل

يکي از صفات اخلاقي که مورد توجه دين و اولياي الهي است و ائمه معصومين عليهم السلام آن را بخشي از سيره و روش خود قرار داده بودند، جود و بخشش است. در روايتي از پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله ولخرجي و افراط در مصرف، يکي از آفتهاي اين فضيلت اخلاقي بيان شده است: «آفةُ الْجُودِ اَلسَّرْفُ؛(17) اسراف آفت سخاوت است.» يعني، اسراف و تبذير فرد باعث مي شود که نتواند جود و بخشش داشته باشد و به اين صفت اخلاقي عمل کند.

 

7. بيماري جسمي

امروزه پژوهشهاي دانشمندان به اين نتيجه رسيده که سرچشمه بسياري از بيماريها، غذاهاي اضافي است که به صورت جذب نشده در بدن باقي مي ماند. اين مواد اضافي هم بار سنگيني براي قلب و ساير دستگاههاي بدن است و هم منبع آماده اي براي انواع عفونتها و بيماريها است. لذا براي درمان بسياري از بيماريها، نخستين گام آن است که اين مواد مزاحم که در حقيقت زباله هاي بدن هستند، سوخته و پاکسازي شوند.

عامل اصلي تشکيل اين مواد مزاحم، اسراف و زياده روي در تغذيه و به اصطلاح «پرخوري» است و براي جلوگيري از آن راهي جز رعايت اعتدال در غذا نيست.(18)

بي جهت نيست که علي بن حسين واقد در جواب طبيب مسيحي که پرسيد: در کتاب شما چيزي از علم طب نيست، در حالي که علم دو تاست، علم پزشکي و علم اديان. گفت: خداوند تمام پزشکي را در نصف آيه جمع کرده است: «کُلُوا وَاشْرَبُوا وَلا تُسْرِفوا»؛(19) «بخوريد و بياشاميد ولي اسراف نکنيد.» و پيامبر ما تمام پزشکي را در يک جمله خلاصه کردند و فرمودند: «اَلْمِعْدة بَيتُ کُلّ داءٍ وَالْحِمْيةُ رأْسُ کُلّ دَواءٍ؛(20) «معده خانه هر بيماري و پرهيز برترين داروست.» طبيب مسيحي گفت: قرآن و پيامبر شما چيزي از پزشکي براي جالينوس باقي نگذاشته اند.(21)

 

8. محروميت از هدايت

خداي متعال همواره درهاي رحمتش را به روي بندگان گشوده و با ارسال پيامبران، همگان را براي رسيدن به کمال و قرب الهي فراخوانده است. اماگاه عواملي باعث مي شود که انسان در اين مسير قرار نگرفته، از هدايت الهي محروم بماند. يکي از اين عوامل که باعث محروميت انسان از هدايت مي شود، اسراف و تبذير است. قرآن کريم درباره اسراف کاران و کساني که در معصيت و گناه پا را از حد فراتر نهاده اند مي فرمايد: «اِنَّ اللّه  لايهْدي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ کَذّاب»؛(22) «خدا کسي را که افراط کار دروغ زن باشد، هدايت نمي کند.» به عبارت ديگر اسراف از آنها سلب توفيق کرده، بهره اي از بينات نمي برند و در نتيجه در وادي ضلالت و گمراهي باقي مي مانند.

 

9. بي مروّتي

جوانمردي و مروت که از خصال نيک انساني است و همگان دارنده اين صفت را مي ستايند، با اسراف و تبذير قابل جمع نيست. علي عليه السلام فرمودند: «مِنَ المُروّةِ اَنْ تَقْصِدَ فَلا تَسْرِفَ وَتَعِدَ فَلا تُخْلِفَ؛(23) از جوانمردي است که ميانه روي کني و زياده روي ننمايي و چون وعده دادي خلف وعده نکني.»

 

10. از بين رفتن شرافت

خصلت شرافت که فرد را در اجتماع مورد تکريم و احترام قرار مي دهد، با افراط و ولخرجي از بين مي رود. اميرمؤمنان علي عليه السلام فرمودند: «مِنْ اَشْرَفِ الشَّرَفِ اَلْکَفُّ عَنِ التَّبْذيرِ وَالسَّرَفِ؛(24) از شريف ترين شرافتها، خودداري از تبذير و اسراف است.» اگر فرد دست به اسراف و تبذير بزند، بدست خود اسباب شرافت خويش را از بين مي برد.

 

11. سلب توفيق

يکي ديگر از آثار دنيوي اسراف و تبذير بي رغبتي به انجام کارهاي خير است. به طور معمول انسانها در انجام کارهايي که فايده عمومي دارد، خود را شريک مي کنند تا از اجر و ثواب اخروي آن بهره مند شوند؛ ولي آنهايي که اهل ولخرجي و اسراف هستند، دستشان از اين کارها کوتاه است.

رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله در حديثي ضمن بيان نشانه هاي افراد اسرافکار به اين مطلب اشاره مي فرمايند: «اَمّا عَلامَةُ الْمُسْرِفِ فَأَرْبَعَةٌ: اَلْفَخْرُ بِالباطِلِ وَيأْکُلُ مالَيسَ عِنْدَهُ وَيزهدَ في اِصْطِناعِ المَعْروفِ وَينْکِرُ مَن لا ينْتَفِع بِشَي ءٍ مِنْهُ؛(25) نشانه اسرافکار چهارچيز است: به کارهاي باطل مي نازد، آنچه را فراخور حالش نيست مي خورد، در انجام کارهاي خير بي رغبت است و هر کس را که به او سودي نرساند، انکار مي کند.»

 

12. عدم استجابت دعا

خداوند متعال دستور به خواندن دعا مي دهد تا خود دعاها را اجابت کند. اماگاه به خاطر اسبابي اجابت دعاها به تأخير افتاده يا مستجاب نمي شود. يکي از عوامل عدم استجابت دعا، اسراف و تبذير است.

امام صادق عليه السلام فرمودند: «اَرْبَعَةٌ لا تُسْتَجابُ لَهُمْ دَعْوَةٌ... وَ رَجُلٌ کانَ لَهُ مالٌ فَأفْسَدَهُ فَيقُولُ اللهمَّ ارْزُقْني فَيقالُ لَهُ أَلَمْ آمُرْکَ بِالاقْتِصادِ، اَلَمْ آمُرْکَ بِالاِْصْلاحِ؛(26) چهاردسته هستند که دعايشان مستجاب نمي شود... و مردي که مالي داشته که آن را ضايع کرده و مي گويد: خدايا به من روزي بده، به او گفته مي شود: آيا تو را به ميانه روي امر نکردم؟ آيا به تو دستور اصلاح [در مال] را ندادم»

 

ب. پيامدهاي اخروي

در قرآن و روايات براي اسراف و تبذير آثار اخروي نيز بيان شده که به برخي از آنها اشاره مي شود:

 

1. خشم الهي

اسراف کار از رحمت خداوند دور بوده، گرفتار خشم الهي مي شود، همان گونه که در قرآن کريم آمده است: «وَلا تُسْرِفُوا اِنَّهُ لا يحِبُّ الُمسْرِفينَ»؛(27) «زياده روي نکنيد که او اسراف کاران را دوست ندارد.»

امام جعفر صادق عليه السلام هم در اين زمينه فرمودند: «اِنَّ السَّرَفَ اَمرٌ يبْغِضُهُ اللّه ؛(28) اسراف از اموري است که مورد غضب خداست.»

 

 

2. کيفر اخروي

کساني که از ذکر خدا روي گردانده، آيات او را فراموش کنند همچنين آنهايي که نعمتهاي خدادادي چون چشم و گوش و عقل را در مسير نادرست به کار گرفته، آنها را بيهوده برباد دهند، نه تنها گرفتار فقر و تنگدستي در دنيا مي شوند، بلکه عذاب اخروي نيز در انتظار آنها خواهد بود: «وَکَذلکَ نَجْزي مَنْ أسْرَفَ وَلَمْ يؤْمِنْ بِآياتِ رَبِّه وَلَعذابُ الاخِرَةِ اَشَدُّ وَاَبْقي»؛(29) «و اين گونه هر که را به افراط گراييده و به نشانه هاي پروردگار ايمان نياورده است، سزا مي دهيم و قطعا عذاب آخرت سخت تر و پايدارتر است.» همچنين فرمود: «وَاَنَّ المُسْرفينَ هُمْ اَصْحابُ النّارِ»؛(30) «و افراط گران همدمان آتشند.»

 

3. خواري قيامت

وقتي اميرمؤمنان عليه السلام در عطاياي بيت المال رعايت مساوات کردند، عده اي از خودخواهان بر حضرت ايراد گرفته، آن را برخلاف سياست دانستند. حضرت ضمن ايراد خطبه اي به آنها فرمود:

«...ألا وَاِنَّ اِعْطاءَ الْمالِ في غَيرِ حَقِّهِ تَبْذيرٌ وَاِسْرافٌ وَهُوَ يرْفَعُ صاحِبَهُ فِي الدُّنْيا وَيضَعُهُ فِي الآخِرَةِ وَيکْرِمُهُ فِي النّاسِ وَيهينُهُ عِنْدَ اللّه  وَلَمْ يضَعْ امرؤٌ مالَهُ في غَيرِ حَقِّه وَلا عِنْدَ غَيرِ اَهْلِهِ اِلاّ حَرَمَهُ اللّه شُکْرَهُمْ وَکانَ لِغَيرِهِ وُدُّهُمْ...؛(31) آگاه باشيد که بخشيدن مال در غير حقش تبذير و اسراف است. اين کار در دنيا انجام دهنده آن را بالا مي برد ولي در آخرت موجب سرافکندگي وي مي گردد و در ميان مردم گراميش مي نمايد ولي در نزد خداوند خوارش مي سازد. هيچ کس مال خودش را در غير مورد حقش مصرف نکرد و به غيراهلش نسپرد جز اينکه خداوند او را از سپاس گذاري آنان محروم ساخت و محبتشان با ديگري بود.»

 

4. هلاکت

اسراف از هر نوعي که باشد، انسان را به نابودي مي کشاند؛ به خصوص افرادي که با انکار آيات الهي و تکذيب پيامبران درباره خويش و جامعه اي که در آن زندگي مي کنند اسراف کنند. خداي منان مي فرمايد: «ثُمَّ صَدَقْناهُمُ الْوَعْدَ فَأَنْجَيناهُمْ وَمَنْ نَشاءُ وَاَهْلَکْنا الْمُسْرِفينَ»؛(32) «سپس وعده (خود) به آنان را راست گردانيديم و آنها و هر که را خواستيم نجات داديم و افراط کاران را به هلاکت رسانديم.»

 

منابع:

1. يونس/83: «در حقيقت فرعون در آن سرزمين برتري جوي و از اسراف کاران بود.»

2. غافر/43: «اسراف کنندگان همدمان آتشند.»

3. محمد معين، فرهنگ معين، تهران، اميرکبير، چاپ پنجم، 1362، ج1، ص266.

4. الراغب الاصفهاني، مفردات ألفاظ القرآن، تحقيق صفوان عدنان داوودي، دمشق بيروت، الطبعة الاولي، 1416 ه، ص407 (ماده سرف).

5. فرهنگ معين، ص1021.

6. مفردات الفاظ القرآن، ص113.

7. آل عمران/ 147.

8. زمر/53.

9. الکافي، ج4، ص55، حديث3.

10. همان، ص52، حديث4.

11. تحف العقول، ص403.

12. همان، ح 8141.

13. همان، ح8126.

14. الکافي، ج4، ص53، ح8.

15. غررالحکم، ح8118.

16. همان، ح8119.

17. همان، ح8226؛ همچنين، آفةُ الجُودِ التَّبذير. (همان، ح8626).

18. تفسير نمونه، ج6، ص152.

19. اعراف/ 31.

20. مجمع البيان في تفسير القرآن، ج2، ص412؛ نهج الفصاحة، ج2، ص320، ح1911.

21. همان.

22. غافر/ 28.

23. غررالحکم، ح8131، همچنين حديث 5292.

24. همان، ح8143.

25. تحف العقول، ص21.

26. الکافي، ج2، ص511، ح2.

27. انعام/141.

28. الکافي، ج4، ص52، ح2.

29. طه/ 127.

30. غافر/43.

31. نهج البلاغه، خطبه 126.

32. انبياء/9.

 

منبع : مبلغان، آبان و آذر 1383، شماره 60

شماره صفحه در مجله: 43

گرفته شده از : isca.ac.ir

نظر ها
افزودن جدید جستجو
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

آخرین بروز رسانی مطلب در يكشنبه ، 24 جوزا 1388 ، 07:57
 
Template is Powered by www.schaffenskraft.info © 2008 | Edited by PersianIT.ir | CSS 2.1 | XHTML 1.0