| شوراي ملي و توسعه اقتصادي |
|
|
|
| نوشته شده توسط نصرالله انصاري | ||||||||||||
| يكشنبه ، 10 جوزا 1388 ، 15:24 | ||||||||||||
صفحه 1 از 4 مقدمه پروژهي توسعه به خصوص توسعه اقتصادي امروزه به عنوان يكي از آمال و آروزهاي كشورهاي مختلف در حال توسعه و يا توسعه نيافته مطرح است. هر كشور به نوعي تلاش دارد از كاروان توسعه عقب نماند و با استفاده از تمام ظرفيت و پتانسيل موجود هرچه سريعتر خود را با شاخصهاي توسعه وفق دهد. كشور افغانستان نيز با همهي مشكلاتي كه دارد از اين قاعدهي جهاني مستثنا نيست و حد اقل به توسعه اقتصادي به عنوان يكي از آروزهاي خود اهميت قايل است. در اين نوشتار كه هدف آن بررسي نقش شوراي ملي در توسعه اقتصادي كشور است، سعي ميشود ضمن ارائه تعريف كامل از شوراي ملي، توسعه و توسعه اقتصادي، همچنين تبيين جايگاه فعلي افغانستان از نظر توسعه يافتگي، پيشنيازهاي توسعه اقتصادي، شاخصهاي توسعه، استراتژيهاي توسعه و عوامل مؤثر بر توسعه اقتصادي در كشور، به تبيين نقش و جايگاه اين شورا در فرايند توسعه پرداخته شود. تعريف واژگان1. شوراي مليبراي ارائه يك تعريف كامل و جامع از شوراي ملي به عنوان يك نهاد قانونگذاري در ساختار سياسي افغانستان، بهتر است به قانون اساسي مراجعه شود. در قانون اساسي شوراي ملي اينگونه معرفي شده است: mشوراي ملي دولت جمهوري اسلامي افغانستان به حيث عاليترين ارگان تقنيني، مظهر اراده مردم آن است و از قاطبهي ملت نمايندگي ميكند. هر عضو شورا در موقع اظهار رأي، مصالح عمومي و منافع علياي مردم افغانستان را مدار قضاوت قرار ميدهد. شوراي ملي متشكل از دو مجلس mولسي جرگهn و mمشرانو جرگهn ميباشد. اعضاي ولسي جرگه توسط مردم از طريق انتخابات آزاد، عمومي، سري و مستقيم انتخاب ميگردند. تعداد اعضاي ولسي جرگه به تناسب نفوس هر حوزه حد اكثر 250 نفر ميباشد. اعضاي مشرانو جرگه به ترتيب ذيل انتخاب و تعيين ميشوند:
2. توسعهاز قرن بيستم به بعد كه توسعه به عنوان يك گفتمان جهاني مطرح گرديد، در بعد مفهوم شناسي و تعريف، مراحل تكاملي را پيموده است. اگر اولين تعريف توسعه را با آخرين تعاريف ارائه شده مقايسه نماييم به روشني متوجه اين روند رو به تكامل ميشويم. گذشت زمان و بروز نواقص و عيوب تعاريف گذشته از يكسو، نيازهاي اساسي هر عصر از سوي ديگر، زمينه را براي اين حركت تكاملي و ارائه تعريف بهتر از تعاريف قبلي آماده ميساخته است. ابتدا در مطالعات سالهاي دههي 1950 توسعه با رشد اقتصادي برابر گرفته شد و در شكل افزايش توليد ناخالص ملي و يا به صورت افزايش درآمد سرانه در يك كشور اندازهگيري ميشد. با مشخص شدن نتايج ناگوار سالهاي اوليه كه طي آن هر چند درآمد ملي كشورها به صورت چشمگيري افزايش يافته بود، بخش عظيم جمعيت فقير جوامع هيچ بهرهاي از آن نبرده بودند، بنابراين تعريف اوليه از توسعه كم كم جايگاه خودش را از دست داد. در تعريف دوم، توسعه اگر چه همچنان بر مبناي رشد اقتصادي تعريف ميشد، اما اين رشد لزوماً با كاهش نابرابري و شعار فقرزدايي همراه بود و در نتيجه توسعه با معيار بهبود شرايط اجتماعي سنجيده ميشد. در تعريف سوم علاوه بر تأمين نيازهاي اقتصادي، مسائل سياسي و فرهنگي نيز مورد توجه قرار گرفت. اين تعريف به دليل جاذبههاي خود، به صورت وسيع مورد استقبال قرار گرفت، اما به جهت ابهامات و تنوع، هيچ مقياس واقعي براي سنجيدن آن وجود نداشت و همين مسئله موجب شد كه در مطالعات تعريف دوم مورد توجه قرار بگيرد. مايكل تودارو ميگويد: توسعه جرياني است چند بعدي كه مستلزم تغييرات اساسي در ساخت اجتماعي، طرز تلقي، باورهاي عامهي مردم و نهادهاي ملي و نيز تسريع در رشد اقتصادي، كاهش نابرابريها و ريشهكن كردن فقر مطلق است؛ به عبارت ديگر، توسعه به معناي ارتقاي مستمرِ كل جامعه و نظم اجتماعي به سوي زندگي بهتر و يا انسانيتر است.(2) در مجموع مراد از توسعه عبارت شد از روندي چند بعدي كه طي آن جوامع استانداردهاي زندگي خود را ارتقا ميبخشند، نابرابريها را كاهش ميدهند و فقر را از اعضاي خود ميزدايند. در حوزهي مطالعات اسلامي برخي بر مبناي جهانبيني و نگرش اسلامي، تعاريفي ارائه دادهاند كه به يك مورد از آنها اشاره ميشود. در اين تعريف توسعه فرايندي است كه زمينهي شكوفايي استعدادهاي گوناگون انسان را فراهم ميسازد تا با استفادهي بهينه از منابع مختلف، بستر مناسبي براي رشد توليدات ملي هماهنگ با تأمين خواستههاي اصيل انسانيِ ديگر فراهم آيد؛ در نتيجه افراد جامعه در اين فرايند، مسير تكاملي شايستهي خود را بپيمايند.(3) 3. توسعه اقتصاديپروفسور جرالد مير در تعريف توسعه اقتصادي ميگويد: mتوسعه اقتصادي عبارت است از فرايندي كه به موجب آن درآمد واقعي سرانه در يك كشور در يك دورهي طولاني افزايش مييابد؛ مشروط بر آنكه تعداد افراد زير خط فقر مطلق افزايش نيابند و توزيع درآمد بسيار نابرابر نشود.n(4) پروفسور بلاك: mتوسعه اقتصادي عبارت است از دستيابي به تعدادي از هدفها و غايات مطلوب نوسازي از قبيل: افزايش بازدهي توليد، ايجاد برابريهاي اقتصادي و اجتماعي، كسب دانش و فن و مهارت جديد، بهبود در وضع نهادها، وجهه نظرها و يا به طور منطقي دستيابي به يك سيستم موزون و هماهنگ از سياستهاي مختلف كه بتواند شرايط نا مطلوب يك نظام اجتماعي را برطرف سازد.n (5) mتوسعه اقتصادي عبارت است از رشد مداوم اقتصادي يك جامعه و بهبود وضعيت رفاهي افراد جامعه كه ناشي از دگرگوني و تحول در بنيانهاي اقتصادي، اجتماعي، سياسي، علمي و فرهنگي جامعه است كه از طريق آن دستيابي به غايات مطلوب نوسازي اقتصادي فراهم ميآيد.n(6) mتوسعه اقتصادي فرايندي است كه طي آن درآمد سرانه افزيش مييابد و به طور مناسب توزيع ميشود؛ در جريان آن مسايلي چون فقر و بيكاري كاهش و وضع معيشت افراد بهبود مييابد.n(7) چنانچه ملاحظه ميشود آنچه كه در اين تعاريف به نحوي مورد تأكيد و توجه قرار گرفته است، افزايش درآمد سرانه، توزيع برابر درآمدها، كاهش فقر و دستيابي به تكنولوژي مدرن است كه همگي جنبه مادي قضيه را بيان ميكند. اما جنبهي معنوي توسعه اقتصادي؛ امري كه بيش از جنبه مادي آن مورد توجه و نظر اسلام است، در اين تعاريف ناديده گرفته شده است. از آنجايي كه محور اين نوشته توسعه اقتصادي در يك كشور اسلامي است، ضرورت دارد كه به تعريف اسلامي توسعه اقتصادي نيز بپردازيم: mتوسعه اقتصادي به وضعيتي گفته ميشود كه در آن انسان به گونهاي تربيت گرديده كه با تسلط بر تكنولوژي مدرن و استفاده بهينه از منابع، توان برنامه ريزي فراگير براي تأمين رفاه جامعه را داشته و زمينه مناسب براي نيل به كمالات انساني براي همگان فراهم باشد.n(8)
Powered by !JoomlaComment 3.26
3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved." |